در دلم چیزی هست
مثل یک بیشه ی نور
مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی ست، که مرا می خواند …
#سهراب_سپهری
برچسب: در دلم چیزی هست,در دلم چیزی هست شهرام ناظری,در دلم چیزی هست مثل یک بیشه نور,در دلم چيزي هست مثل يك بيشه نور,در دلم چیزی هست مثل خواب دم صبح,در دلم چيزي هست,در دلم چیزی هست سهراب,در دل من چیزی است,در دل من چیزی است مثل یک بیشه ی نور,در دل من چیزیست مثل یک بیشه نور, نویسنده: حمید باقری تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 15:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:03
بیست و یک سالگی سنی است ک آدم هیچ ذوقی برای تولدش ندارد!
برچسب: تولدم مبارک,تولدم مبارک نیست,تولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینم,تولدم مبارک شعر,تولدم مبارک عکس,تولدم مبارک غمگین,تولدم مبارک متن,تولدم مبارک اس ام اس,تولدت مبارک,تولدت مبارک عشقم, نویسنده: حمید باقری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 9:46
گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه
.
.
.
+ :/
برچسب: انگار ن انگار منصور,انگار ن انگار,انگار ن انگار از منصور,انگار ن انگار بهزاد پکس,انگار نت,انگار نه انگار منصور,انگار نفسام تو این خیابونا,انگار نصر,انگار نه,نیستی انگار نیست حواسم, نویسنده: حمید باقری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 9:46
برچسب: تکه های خوشبختی,تکه کلام های خوشگل, نویسنده: حمید باقری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 9:46
بیخیال اگ کامل خلاصه نکردم
یا نخوندم
واقعا انرژی ندارم
چند روزه دلم عجیب گرفته
مثل بچه ای ک یهو ب خودش میاد میبینه توی پارک بزرگ گم شده
و کار خاصی از دستش برنمیاد
فقط با چشای گریونش ب این و اون نگاه میکنه
بلکه ی آشنا ببینه
بلکه پیداش کنن
بلکه یکی کمکش کنه
من ب خودم اومدم دیدم گم شدم
اونم ن توی پارک
توی ی جنگل تاریک
.
.
.
+از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:44
دل ریزه وقتی است ک ادم حس میکند یکهو دلش میریزد و قلبش ب تپش می افتد.
این حسی است ک گاهی وقت ها ممکن است سراغ ادم بیاید.
مثل وقتی ک دل تنگ هستی و...
یا وقتی انلاین بودن ها را چک میکنی...
یا کسی ناگهان ب تو پیام میدهد ک انتظارش را نداری!
دل ریزه حس جالبی است!
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
حاضرم ده بار دیگر امتحان بیوشیمی بدهم اما چنین عذاب های لحظه ای را تجربه نکنم
گناه من چیست وقتی ارزو میکنم کاش قبل از این و ان مرده بودم....
لطفا درحق من لطف نکن!!!!
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
خوبی خوابگاه اینه ک اگ ی وقت دلت بگیره میتونی بدون هیچ توضیح و معذوریتی ی گوشه خلوت واسه خودت پیدا کنی....
ک اگ ی وقت دل تنگت گریه میخواست راحت اشک بریزی...
بعضی شبایی ک خونم دلم هوس خوابگا میکنه
مخصوصا همین شبا...
+ رفیق من سنگ صبور شبهام
ب دیدنم بیا ک خیلی تنهام....
هیشکی نمیفهمه چ حالی دارم
چ دنیای رو ب زوالی دارم....
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
با صدای تیک و تاک ساعت ریتم گرفته ام ک ناگهان صدایش سکوت خانه را میشکند!
این چندمین بار است!؟ نمیدانم!
برخلاف دفعات قبلی این بار هیچ نمیگویم ولی ب فکر فرو میروم...
چرا مادرم انقدر نا آرام است!؟
+ دوست دارم پیش ی روانشناس بریم و یه راهی جلومون بذاره ک انقدر اذیت نشی...
خیلی دوست دارم عزیزم....این عدم آرامشت برام آزار دهندس...
چی باعث میشه انقدر بترسی و مدام از خواب بپری؟!
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
چ خبر شده...
چرا داره اینجوری میشه
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
فقط میخواستم بدانی چقدر تنها شده ام این روزها....
خواستم بدانی تمام زندگی ام گند خورده و کاسه ی چ کنم ب دست گرفته ام...
حرفی برای گفتن نداشتم و اینهمه وراجی کردم و تو حرف داشتی و سکوت تحویلم دادی...
فقط لحظه هایی بود ک ب حرفت گوش نمیکردم و بیشتر حرکاتت را زیر نظر میگرفتم...
چقدر آشنا ولی غریب یا چقدر غریب ولی آشنا!
گفتی چ بر سرم امده ک انقدر افکارم نابود شده!
گفتم نمی دانم!
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
شاید یک روز صبح از خواب بیدار شوم و به همه مهربان لبخندی بزنم و سلام کنم
شاید آن روز عزمم را جزم کنم برای ترمیم روابطم با دیگران
شاید بعد از مدتها برایشان وقت بگذارم و کاری بکنم!
شاید یک روز صبح دیگر انقدر ب همه چیز بی تفاوت نگاه نکنم
شاید اتفاق های خوبی بسازم! شاید
اما مطمئا شب قبل از آن اتفاق های عجیب تری افتاده
و چیزهایی زیادی به دست آورده ام!
شاید یک روز صبح....
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
هر چه زنگ زدم
گوشی را بر نداشتی
کاری نداشتم
فقط خواستم بگویم
امروز جمعه است
و جمعه ها، عصر دارد
فقط همین
خدانگهدار.
#فرید_صارمی
+ باورم شده بود ک تقریبا دیگر برات مهم نیستم....
مگر می شود؟
مگر داریم؟
مث این است ک در کوران زمستان آفتاب داغ از میانه ی آسمان بتابد! عمود!!
همینقدر برایم عجیب است!
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
من ن هنگ اوت دارم ن گوشی!
فقط میخواستم منظور از عجیب رو بدونم.
سخن دیگری نیست:)
+ممنون از آدرس
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
شاید زهرا بود ک میگف آدم تو زندگی باید حتا ظرفارم با عشق بشوره!
من یکی شستن ظرفو دوس ندارم! حرفیه؟
اصن این ظرفشویی نفرین شده ی ما ک همیشه پر ظرفه چ عشقی داره؟؟
عاقا من ب شستن ظرف عشق نمی ورزم!!!
مرسی.عه!
+ گول تبلیغاتو نخورین! پریل فقط سبزش خوبه! غلیظ و باصرفه!
+ ن نفهمیدم چی عجیبه! و من تو لب تابمم هنگ اوت ندارم.
اصلا بیخیال.
+ من چرا انقد وحشی شدم چن روزه؟؟؟
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
از تو که حرف می زنم
یک جورِ خوبی
حالِ من بد می شود ...
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23
برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:23